آرشیو نویسنده: admin

مفهوم «سلف» در روانکاوی

یکی از پایه‌ای‌ترین مفاهیم روانشناسی یونگ، مفهوم «سلف» (Self) است. مفهوم سلف، نه به خود ظاهری یا همان ایگو بلکه به خویشتن راستین، به خود کامل، به خودی که هم دربرگیرنده‌ی روشنایی خودآگاه است و هم تاریکی ناخودآگاه اشاره دارد. مفهوم «سلف» هم شامل پرسونا می‌شود و هم سایه، هم مرد درون است و هم […]

مفهوم «فردانیت» در روانکاوی

در اعماق وجود هر انسان، نقشه‌ای نهفته است. این نقشه، طرح یک زندگی از پیش تعیین‌شده نیست، نه مسیری که والدین برگزیده‌اند، نه راهی که جامعه دیکته کرده، و نه آن «باید»ها و «نباید»هایی که از کودکی در گوشمان خوانده‌اند. این نقشه، طرح خویشتن یگانه‌ی توست: انسانی که اگر همه‌ی شرایط فراهم می‌بود، اگر همه‌ی […]

مفهوم «پرسونا» در روانکاوی

هر صبح، پیش از آنکه از خانه بیرون بزنیم، کاری می‌کنیم که آن‌قدر تکرارش کرده‌ایم که دیگر حتی به چشممان نمی‌آید: لباسی انتخاب می‌کنیم، رفتاری را تنظیم می‌کنیم، لحنی را برمی‌داریم، و چهره‌ای می‌سازیم برای روبه‌رو شدن با جهان. این چهره، آن «من» اجتماعی‌ای که به دیگران عرضه می‌کنیم، همان چیزی است که کارل گوستاو […]

مفهوم «والایش» در روانکاوی

تصور کنید آتشفشانی را که در اعماق زمین می‌جوشد. گدازه‌های سوزان، فشاری عظیم، و نیرویی که اگر راهی به سطح نیابد، زمین را می‌شکافد و ویران می‌کند. اما همین نیرو، اگر از مجرایی هدایت‌شده عبور کند، می‌تواند چشمه‌های آب‌گرم را تغذیه کند، خاک را حاصلخیز سازد، و تمدنی را در دامنه‌هایش برویاند. این تمثیل، جان […]

مفهوم «واپس‌رانی» در روانکاوی

در اعماق هر خانه‌ی روح، زیرزمینی هست که کلیدش را گم کرده‌ایم. در این زیرزمین، نه تنها هیولاها، که فرشتگان زندانی نیز سکونت دارند. نه تنها زخم‌ها، که گنج‌های مدفون نیز آن‌جا یافت می‌شوند. و نگهبان در این زیرزمین، یا دقیق‌تر، کلیدداری که در را قفل کرده و کلید را به چاهی افکنده، «واپس‌رانی» (Repression) […]

مفهوم «مقاومت» در روانکاوی

تصور کنید قلعه‌ای را که قرن‌هاست ساکنانش در آن زندگی می‌کنند. دیوارهایش بلند و ستبر است، دروازه‌هایش آهنین، و نگهبانانش مسلح و بیدار. این قلعه، «ایگو» یا «من» خودآگاه شماست. و نگهبانان، همان نیرویی هستند که روان‌شناسی آن را «مقاومت» (Resistance) می‌نامد. هر بار که حقیقتی تلخ، خاطره‌ای دردناک، یا بخشی تبعیدشده از وجودتان بخواهد […]

وقتی رنج کشیدن، هویت می‌شود

کسی را تصور کنید که همواره در حال فداکاری است. او برای دیگران از خوابش می‌زند، از خواسته‌هایش می‌گذرد، سکوت می‌کند وقتی باید فریاد بزند، و تحمل می‌کند وقتی باید مرز بکشد. در نگاه نخست، او انسانی سخاوتمند، ایثارگر و شایسته‌ی تحسین به نظر می‌رسد. اما اگر دقیق‌تر نگاه کنید، چیزی در این فداکاری است […]

پیش‌اندیشی بدی‌ها: هنر آماده‌سازی روح برای طوفان

تصور کنید دریانوردی را که هرگز به طوفان فکر نکرده است. کشتی‌اش آراسته و بادبان‌هایش سپید، در بندری آفتابی لنگر انداخته. او نقشه‌ی سفر را با دقت کشیده، مسیر را محاسبه کرده، و آذوقه را سنجیده. اما از خود نپرسیده است: «اگر طوفان از راه برسد چه؟ اگر دکل بشکند چه؟ اگر بادبان پاره شود […]

اسطوره‌ی پرسفونه

پیش از آنکه داستان آغاز شود، باید بدانید که در دنیای اساطیری یونانی، جهان تنها از سه قلمرو تشکیل شده بود: آسمان که زئوس، خدای خدایان، با صاعقه‌اش بر آن فرمان می‌راند، دریاها که پوسایدُن (Poseidon)، برادر زئوس، با نیزه‌ی سه‌شاخه‌اش طوفان و آرامش را تقسیم می‌کرد، و زمین سبز و زنده که دمتر (Demeter)، […]

آنیما و آنیموس: زن درونی مرد، مرد درونی زن

تصور کنید مردی را که در زندگی بیداری، مقتدر، منطقی و استوار است. او تصمیم می‌گیرد، عمل می‌کند، و جهان را با اراده‌اش شکل می‌دهد. اما هر شب، در خلوت رویا، زنی مرموز به سراغش می‌آید: گاه همچون ایزدبانویی باشکوه، گاه همچون ساحره‌ای اغواگر، گاه همچون کودکی معصوم، و گاه همچون پیرزنی خردمند. این زن […]